عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 7
طبقات الصوفية ( فارسي )
گزندى به خانقاه و صوفيان برساند ، اين قدر بود كه برخى از مشايخ را از روياروئى با كسانى كه هيچگونه رابطه و پيوندى با آنان نداشتند ناگزير مىكرد . هرات تا سال 431 هجرى جزئى از قلمرو غزنويان بود و در اين سال خواجه عبد اللّه سى و پنجساله بود ، پس از آن چنان كه در كتابهاى تاريخ از جمله تاريخ مسعودى ابو الفضل بيهقى آمده است بدست سلجوقيان افتاد . سلجوقيان نيز چون غزنويان نه خود از تعصب در دين و مذهب برى بودند ؛ و نه قلمروى كه بر آن دست يافته بودند از مخالفتهاى مذهبى خالى بود . ضعف و قدرت اين يا آن گروه در شهرها از جمله در هرات ، تا حدود زياد به حمايت سلطان و وزير او بستگى داشت . نمونهء گوياى اين امر دورههاى وزارت عميد الملك كندرى و خواجه نظام الملك طوسى است كه در عهد عميد الملك به سبب تمايلات شخصى او تا مدتى پير هرات از توطئههاى مخالفان در امان بود و با به وزارت رسيدن نظام الملك آنان كه پيش از اين آشكارا با پير هرات نمىتوانستند مخالفت كنند مخالفت خويش را آشكار كردند و بر عليه او توطئهها نمودند و چنان كه خواهيم ديد حمايت و مخالفت وزير يا سلطان در كار افرادى چون خواجه عبد اللّه انصارى كه در امر دين بىباك بودند اثر چندانى نمىتوانست داشته باشد . 3 سيرى در احوال پير هرات اخبار خانوادهء خواجه عبد اللّه انصارى جز بخشى از زندگى پدر او ، ابو منصور محمد انصارى ، بر ما روشن نيست . بنا بر اطلاعاتى كه در طبقات الصوفية ، مقامات خواجه عبد اللّه انصارى و نفحات الانس آمده است پدر او كه مردى صادق ، متقى ، قرا و با ورع بود در ايام جوانى ، شايد در آغاز دست ارادت به ابو المظفر ترمدى